بین الملل به گزارش خبرسین، امارات در حال برنامهریزی برای انجام یک عملیات انتحاری علیه همسایه تمدنی خود، ایران، است. اطلاعات منتشر شده، چه آشکار و چه پنهان، نشان میدهد که امارات به معنای واقعی کلمه به یکی از پایگاههای کلیدی و مخفی اسرائیل در منطقه خلیج فارس تبدیل شده است. وبسایت میدل ایست نیوز در یادداشتی با عنوان «امارات در مسیر عملیات انتحاری علیه ایران» به بررسی این موضوع پرداخته و مینویسد: داستان روابط ایران و امارات در خلیج فارس داستانی عجیب و عبرتآموز است. در جریان تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل که از 28 فوریه 2026 آغاز شد، مقامات ایرانی اعلام کردند که امارات یکی از اصلیترین مراکز همدستی با این حمله نظامی بوده است که به وضوح قاعده «از ملک خود چنان استفاده کن که به دیگران ضرر نزنی» را نقض کرده است.
مقامات ایرانی تصریح کردهاند که امارات نه تنها پایگاهها و زیرساختهای نظامی خود را در اختیار متجاوزان قرار داده، بلکه در برخی موارد خود نیز به اهدافی در داخل خاک ایران حمله نظامی کرده است. این در حالی است که امارات تنها کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس است که در طول 40 روز حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، اقدام به حمله نظامی علیه ایران کرده است.
امارات در فوریه 2026، سومین تجربه تلخ درگیری نظامی میان کشورهای این منطقه را تجربه کرد. پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1980، عراق جنگی را علیه ایران آغاز کرد و اسنادی که در طول و پس از جنگ منتشر شد، نشان میدهد که کشورهای حاشیه خلیج فارس یکی از اصلیترین تأمینکنندگان مالی صدام در طول هشت سال جنگ با ایران بودهاند. مقامات ایرانی این موضوع را در معادلات روابط خود با کشورهای عربی در نظر گرفتند و در جریان اشغال کویت توسط صدام، در کنار کشورهای خلیج فارس ایستادند تا عراق نتواند اشغال کویت را تثبیت کند.
تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل، معروف به جنگ رمضان، نیز تجربه تلخی برای ایرانیها بود که تمامی پایگاههای نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه خلیج فارس را در اختیار این حمله قرار داد. مقامات اماراتی ادعا کردهاند که ایران بیشترین حملات تلافیجویانه خود را به امارات انجام داده است، حتی چندین برابر بیشتر از آنچه نسبت به اسرائیل انجام دادهاند. ایرانیها هرگز این ادعا را رد نکردهاند که نشان میدهد احتمالاً این اطلاعات با واقعیتهای میدانی جنگ همخوانی دارد.
امارات کشوری با جمعیت کم و اقتصادی بزرگ است که 90 درصد از ساکنان آن را کارگران مهاجر و سرمایهگذاران کشورهای اطراف، به ویژه از ایران، روسیه و ترکیه تشکیل میدهند. این کشور با وجود شرایط سخت اقلیمی، امکانات و زیرساختهای مناسبی برای زندگی شخصی، تجاری و اجتماعی فراهم کرده است و به تدریج خود را به عنوان برندی برای زندگی آسان و بیدغدغه معرفی کرده است.
تحلیلگران ترکیه به ضعفهای امارات در جنگهای منطقهای اشاره کرده و بر این باورند که امارات در دل تنشها و مشکلات اجتماعی خاورمیانه، به مکانی برای کار تبدیل شده است. اخبار دنیای فناوری نیز پر از رویدادهایی است که امارات در آن نقش دارد. این کشور در تلاش است تا خود را به عنوان نمادی از همزیستی و امنیت معرفی کند و در این راستا، مقامات اماراتی در مصاحبهها و اظهارات خود به مشکلات زندگی در ایران اشاره کرده و دوراندیشی و عقلگرایی سیاستمداران امارات را رمز پیشرفت این کشور معرفی کردهاند.
اما آنچه گفته شد تنها یک روی سکه امارات است. در پشت این تصویر جذاب، امارات به نظر میرسد در حال تدارک انجام یک عملیات انتحاری علیه ایران است. اطلاعات منتشر شده نشان میدهد که امارات به یکی از پایگاههای کلیدی اسرائیل در منطقه خلیج فارس تبدیل شده است. ارتباطات نزدیک و راهبردی میان امارات و اسرائیل به تدریج به رسانهها درز کرده و نشان میدهد که این مناسبات فراتر از آنچه که افکار عمومی میداند، عمیق و تعیینکننده است.
امارات همچنین با به خدمت گرفتن مزدوران آفریقایی، در چندین منطقه از جهان درگیر منازعات مسلحانه است. این دخالتها از سوی کشوری که میخواهد خود را بهشت سرمایهگذاری معرفی کند، عجیب و غیرقابل باور است. سوالات زیادی درباره چرایی جنگ امارات در سودان و دیگر مناطق آفریقا وجود دارد. چرا نیروهای نیابتی این کشور باید در این مناطق درگیر باشند و از امارات پول و تسلیحات دریافت کنند؟ چرا امارات باید در یمن با عربستان درگیری نظامی داشته باشد؟ پاسخ به این سوالات ممکن است افکار عمومی را قانع نکند.
اگر امارات میخواهد بهشت سرمایهگذاری باشد، چرا باید خود را درگیر چندین جبهه نظامی کند؟ این کشور با بلندپروازیهای نظامی خود، در تضاد با مسیر جذب سرمایهگذاری و نقشآفرینی در تجارت و مالی حرکت میکند. امارات نه تنها ادعای ارضی نسبت به ایران دارد، بلکه به یکی از پایگاههای اصلی دشمن این کشور تبدیل شده است. همچنین، امارات یکی از اصلیترین کانونهای کماثر کردن تحریمهای چند دههای علیه ایران بوده است و اگر ایران ظرفیت امارات برای دور زدن تحریمها را از دست بدهد، با دشواریهای پیچیده و زمانبر مواجه خواهد شد.
اما آنچه امارات علیه ایران انجام میدهد، که ترکیبی از ادعای سرزمینی و همدستی با دشمن اصلی ایران است، احتمالاً این کشور را در ورطهای قرار خواهد داد که از آرزوی «تبدیل شدن به بهشت سرمایهگذاری» دور خواهد کرد. ایران در انتخاب بین استفاده از امارات برای کماثر کردن تحریمها و همکاری با کشوری که به سرزمینش ادعا دارد، گزینه دوم را انتخاب خواهد کرد. این موضوع میتواند برای امارات تبعات بلندمدت و غیرقابل کنترلی به همراه داشته باشد.
هیچ تحلیلگر منطقی نمیپذیرد که در منازعه بین امارات و ایران، این امارات باشد که پیروز نهایی شود، حتی با حمایتهای نظامی از سوی اسرائیل و آمریکا. در جنگ 40 روزه علیه ایران، هر سه طرف به این واقعیت پی بردند که پایگاهها و زیرساختهای آنها از امنیت تضمینشده برخوردار نیستند. سوال این است که چرا امارات خود را در چنین مهلکهای قرار داده است؟ آیا این کشور به دلیل نگرانی از آینده خود، به سمت تسلیح و توسعهطلبیهای نظامی رفته است؟ یا الگوبرداری از اسرائیل ریشه این رویکرد امارات است؟
اگر امارات بخواهد در چندین جبهه نظامی باقی بماند، با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد که مهمترین آن از دست دادن محیط امن داخلی و منطقهای است که برای جذب سرمایهگذاری نیاز دارد. اگر تقابل اسرائیلی با ایران در سیاستهای امارات ادامه یابد، احتمالاً هر دو کشور باید با مزایای یکدیگر خداحافظی کنند. آنچه امارات انجام میدهد، بیشتر شبیه عملیات انتحاری علیه ایران است که قربانی آن خود امارات خواهد بود. چه این عملیات موفق باشد و چه دست امارات را برای ایران بیشتر رو کند، در هر دو حالت، امارات آسیبپذیرتر از ایران خواهد بود.
ایران کشوری است که بیش از 40 سال تحت تحریم و فشارهای اقتصادی است و خود را با چنین دشواریهایی آماده کرده است. در حالی که امارات در حفاظی شکننده قرار دارد که میتواند هزینههای گزاف و بلندمدتی برای این کشور به همراه داشته باشد. این کشور به سادگی ممکن است مزایای خود را به دلیل درگیر شدن در منازعاتی که تنها برای رهبرانش روشن است، از دست بدهد.
انتهای پیام/