حوزه امام و رهبری گروه امام و رهبری خبرسین ـ حضرت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه) به دلیل ایجاد و به سرانجام رساندن تاثیرگذارترین جنبش اجتماعی و سیاسی معاصر در جغرافیای ایران و جهان اسلام، همواره در کانون توجه بسیاری از افراد در داخل و خارج از کشور قرار داشتهاند. نوع تفسیر ارائه شده از سیره فکری و عملی این امام راحل، موجب شکلگیری کنشگریهای متفاوتی در میان نیروهای سیاسی شده است. علاوه بر این، تسلط بینظیر امام خمینی(ره) بر معارف اسلامی و معرفی کلید واژه بسیار مهم «اسلام ناب محمدی»، وظیفه نخبگان را بیش از پیش سنگین میکند تا تبیین درستی از مکتب ایشان ارائه دهند، چرا که هرگونه قصور و انحراف در این مسیر میتواند عواقب بسیار ناگواری را در عرصه سیاست و اندیشه دینی به همراه داشته باشد.
رهبر شهید انقلاب اسلامی بر همین اساس و با توجه به مبانی نظری و سیره عملی ایشان، تلاش کردند تا تصویری جامع و مانع از «خط امام» و مولفههای مکتب خمینی کبیر ارائه دهند. خط امام؛ میدان تفسیرهای رقیب و میدانداری رهبر شهید انقلاب امام خامنهای، در ۳۶ سخنرانی در مراسم سالگرد امام راحل(ره) به صورت تخصصی شاخصهای خط امام را تبیین و اصول امام را برشمرده و بدین ترتیب مانع از کجاندیشیها نسبت به منظومه فکری امام خمینی(ره) شدند که در ادامه متن به شرح آن خواهیم پرداخت.
ضرورت تبیین دقیق مکتب و خط سیاسی امام خمینی(ره) در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، تبیین دقیق خط امام خمینی(ره) نه تنها یک اقدام معمولی و از سر تکلیف، بلکه ضرورتی تاریخی است. ایشان با انتقاد صریح از کسانی که امام خمینی(ره) را بدون اندیشه و تفکر او، تمنا میکنند، تاکید دارند که باید وصایای آن امام راحل را مورد تدبر قرار داد «تا راه امام را اشتباه نکنیم. کسانی که دم از امام میزنند، اما حاضر نیستند فکر امام و راه امام را بپذیرند و به آن تن بدهند، اشتباه میکنند.»
امام شهید در بیانات خود هشدار میدهند که ممکن است به انحاء گوناگون، شخصیت امام خمینی(ره) نیز در خطر تحریف قرار گیرد و از این رو انذار میدهند که «تحریف شخصیتها به این است که ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ، یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود، یا بهصورت انحرافی و سطحی معنا شود؛ همهی اینها برمیگردد به تحریف شخصیت.»
ترسیم تصویر امام خمینی(ره) به عنوان شخصیتی برخاسته از متن اسلام ناب، یکی از تلاشهای مهم رهبر شهید انقلاب اسلامی بود که ایشان را به طور کامل، تربیتیافته مکتب اسلام ناب محمدی و تجلیات آیات قرآن کریم معرفی میکرد. معظمله در نخستین سالگرد ارتحال خمینی عزیز فرمودند: «امام بزرگوار ما مجسّمهای بود از ارزشهای انقلاب ما. از یکی از همسران پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله و سلّم) خواستند که پیغمبر اکرم را توصیف کند؛ در جواب گفت: کانَ خُلقُهُ القُرآن؛ یعنی قرآنِ مجسّم بود. ما امروز دربارهی امام بزرگوارمان باید عرض کنیم که اسلامِ انقلابیِ مجسّم، اسلام نابِ مجسّم در زندگی، در اخلاق، در احساسات، در تصمیمگیریها و فانی برای خدا بود؛ خداى متعال هم به او پاداش داد. کاری که به دست این بزرگوار در این دوران انجام گرفت، کاری بود بینظیر بعد از کار پیغمبران اولوالعزم؛ چنین حرکت عظیمی را کسی انجام نداده بود.»
ایشان به صورت متناوب، نشانههایی از شخصیت قرآنی امام راحل ارائه داده و آیات ذیل را در توصیف شخصیت امام خمینی(ره) به کار بردهاند: – «وَ مَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلی(سوره طه، آیه 75)» – «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ(سوره سجده، آیه 24)» – «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا(سوره مریم، آیه 96)» – «قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ(سوره ممتحنه، آیه 4)» – «وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ(شوره شعراء، آیه 217)»
مختصات خط و مکتب سیاسی امام خمینی(ره) در کنار ترسیم شخصیت امام خمینی(ره)، هنر و دغدغه اصلی رهبر شهید انقلاب اسلامی، ترسیم مختصات دقیق خط و مکتب سیاسی امام راحل بود تا انحراف از این خط به حداقل ممکن رسیده و برای کسانی که آن امام عزیز را از نزدیک ندیده بودند، تصویر نادرست و معوّجی شکل نگیرد. شهید آیتالله امام خامنهای(ره) از یک سو در روزهای سخت مبارزه با روشنگریها و سخنرانیهای خود، مروج خط امام بودند و از سوی دیگر در سالهای استقرار نظام اسلامی با بر عهده گرفتن سختترین مسئولیتهای سیاسی و اجرایی، از نزدیک شاهد منش سیاسی امام خمینی(ره) بودند و این عوامل دست به دست هم داد تا درکی «منظومه وار» از اجزای خط امام داشته باشند و اجزای این خط را منفصل از یکدیگر برجستهسازی نکنند.
امام شهید با دارا بودن چنین پشتوانههای مهمی، مختصات خط بنیانگذار انقلاب اسلامی را دارای مختصات ذیل معرفی کردهاند: کار برای خدا شاید یکی از شناختهشدهترین جملات امام خمینی(ره) همان جمله کوتاه بود که در پس بسیاری از توصیههای خود میفرمودند؛ «لکن برای خدا باشد ان شاالله». آن امام عزیز که جز برای کسب رضایت الهی در زندگی شخصی خود قدم برنمیداشت، در سلوک سیاسی خود نیز عمل برای خدا را سرلوحه کار خود قرار داده و به تعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی: «برای خدا حرف میزد، برای خدا اقدام میکرد، برای خدا قهر میکرد، برای خدا حمایت میکرد، برای خدا حاضر بود نپسندیدن آحاد مردم را تحمل کند، تنها بماند و حرکت کند. اخلاص او آن نقطهی اساسی حیات او بود. راه آن بزرگوار هم فقط با اخلاص طیشدنی است و تودههای مردم این اخلاص را بحمدالله دارند و نشان دادهاند. این یک خصوصیت است که ما بههیچوجه باید آن را دستکم نگیریم؛ مخصوصاً ما مسئولین و کسانی که برای خودمان مسئولیتی و وظیفهی خطیری قائل هستیم.»
رهبر شهید تصریح داشتند که امام خمینی(ره) «پیروزی واقعی» را نه در کسب رضایت افراد بلکه در کسب رضایت الهی دانسته و فرمودند: «یک شاخص دیگر در مشی امام و خط امام که خیلی مهم است، مسئلهی محاسبات معنوی و الهی است. امام در تصمیمگیریهای خود، در تدابیر خود، محاسبات معنوی را در درجهی اول قرار میداد. یعنی چه؟ یعنی انسان برای هر کاری که میخواهد بکند، در درجهی اول هدفش کسب رضای الهی باشد؛ کسب پیروزی نباشد، به دست گرفتن قدرت نباشد، کسب وجاهت پیش زید و عمرو نباشد. هدف اول، رضای الهی باشد.»
در هم تنیدگی سیاست و معنویت امام خمینی(ره) با همان نگاه الهی خود پا به عرصه سیاست نهادند و تعبد شخصی و سیاسی را آنچنان با یکدیگر در هم تنیدند که دیگر قابل جدایی نبود. رهبر شهید بر این باور بود که امام راحل به صورت همزمان به «تعبّد و عمل فردی» و «ایستادگی در برابر سلطه شیطان نفس و شیطانهای قدرت» اهتمام داشتند و به تعبیر دقیقتر «در مکتب سیاسی امام، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسی خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال میکرد؛ حتی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام، معنویت او بود.»
درهم تنیدگی معنویت و عقلانیت از نگاه امام شهید «مکتب امام یک بستهی کامل است، یک مجموعه است، دارای ابعادی است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه کرد. دو بُعد اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است. بُعد معنویت است؛ یعنی امام بزرگوار ما صرفاً با تکیهی بر عوامل مادی و ظواهر مادی، راه خود را پی نمیگرفت؛ اهل ارتباط با خدا، اهل سلوک معنوی، اهل توجه و تذکر و خشوع و ذکر بود؛ به کمک الهی باور داشت؛ امید او به خدای متعال، امید پایانناپذیری بود. و در بُعد عقلانیت، به کار گرفتن خرد و تدبیر و فکر و محاسبات، در مکتب امام مورد ملاحظه بوده است.
تفکیکناپذیری دین و سیاست و مقابله با سکولاریسم یکی از سختیهای راه امام راحل در شروع نهضت اسلامی خود، مقابله با گزاره انحرافی «جدایی دین از سیاست» بود که سالها توسط دستگاههای تبلیغاتی استعمار در کشورهای اسلامی بر شیپور آن دمیده شد. اما امام خمینی(ره) که خود را دنبالهرویِ شهیدی میدانست که معتقد بود «سیاست ما عین دیانت ماست» و از اهداف شوم استعمارگران در پس این شعارها با خبر بود، دین و سیاست را دارای یک مبنا دانسته و از منظر رهبر شهید انقلاب اسلامی «جوهر اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، رابطهی دین و دنیاست؛ یعنی همان چیزی که از آن به مسئلهی دین و سیاست و دین و زندگی هم تعبیر میکنند. امام در بیان ارتباط دین و دنیا، نظر اسلام و سخن اسلام را به عنوان مبنا و روح و اساس کار خود قرار داده بود. اسلام، دنیا را وسیلهای در دست انسان برای رسیدن به کمال میداند. از نظر اسلام، دنیا مزرعهی آخرت است.
مقابله هم زمان با آفات تحجر و انفعال در حکومتداری امام راحل در راه تشکیل نظام اسلامی تنها در یک جبهه فکری در حال مقابله نبود بلکه در کنار ابطال نظریه جدایی دین از سیاست، میبایست برای تاسیس و اداره حکومت خدا با آفات مهمی چون تحجر و انفعال مقابله میکرد؛ چرا که انحراف به سمت هر کدام از این آفات، میتوانست نتایج جبرانناپذیری را در پی داشته باشد. رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز با برشمردن این شاخص مهم در مکتب و خط سیاسی امام خمینی(ره) فرمودند: مطلب دیگری که درباره امام است این است که چنین حرکت عظیمی، معمولاً و عادتاً با یکی از دو آفتِ «تحجّر» یا «انفعال» مواجه میشود. چنین کار بزرگی، آفاتی دارد و آفت بزرگ چنین حرکت عظیمی با این ابعاد وسیع – همانطور که گفتم – یکی از دو آفت «تحجّر» یا «انفعال» است. تحجّر این است که، کسی که میخواهد کار بزرگی را با این عظمت انجام دهد، نتواند نیازهای زمان و لوازم هر لحظه زندگی یک ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در یک وضعیت ایستا و بدون انعطاف، حکم نماید و کار کند و پیش برود. امام، خود را از این آفت مبّرا کرد. امام بزرگوار، فقه شیعه را به سمت فقه حکومتی کشاند. آفت دومی که در چنین مواردی، مسؤولان و رهبران و گردانندگان اجتماعات را تهدید میکند، این است که آنها را دچار انفعال و خودباختگی کنند و در موضع تأثیرپذیری ناخواسته از اراده دیگران قرار دهند. امام بزرگوار، در مقابل این آفت دوم هم مثل کوه ایستاد. آن چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد و من اصرار دارم که مردم عزیز ما – بخصوص جوانان – و همچنین مسؤولان بخشهای مختلف نظام مقدّس جمهوری اسلامی به آن توجه کنند، این است که دشمنان نظام جمهوری اسلامی، وقتی نمیتوانند در میدان مبارزه رویاروی، کار مؤثری با این نظام انجام دهند؛ یعنی نمیتوانند به آن ضربه نظامی بزنند؛ نمیتوانند انفجار داخلی درست کنند؛ نمیتوانند ضربههای امنیتی بزنند؛ نمیتوانند با محاصره اقتصادی، آن را به زانو درآورند – وقتی از همه اینها مأیوس میشوند – یک راه برایشان باقی میماند و آن، این است که نظام اسلامی و انقلابی را به مواضعی برخلاف اصول خود سوق دهند، یا به عبارت سادهتر و روشنتر، آن را وادار کنند که از گفتههای خود در زمینه مسائل انقلاب برگردد؛ حرف و مواضع خود را تخطئه کند و خودش را دچار تناقض نماید! این را از چه راهی انجام میدهند؟ از راه فشارهای تبلیغاتی، فشارهای سیاسی، فشارهای فرهنگی. جو را آنچنان از فشار انباشته میکنند که انسانهای ضعیفالنّفس، در مقابل این فشار نمیتوانند مقاومت کنند. راه میان تحجّر و خودباختگی، راهی بود که امام انتخاب کرد. این، درس بزرگ امام بود و توانست این انقلاب را نجات دهد.
اهتمام ویژه و خاص به مردم سالاری دینی یکی از اعجازهای رهبران انقلاب اسلامی، تکیه واقعی ایشان به مردم و وارد نمودن اراده عمومی در تصمیمات کشور بود که با نگاه به تاریخ م