اجتماعی به گزارش خبرسین، زمانی که وارد کلاس میشوم، خبری از نیمکتهای مرتب و شلوغی همیشگی دانشآموزان نیست. معلم پشت میز نشسته و توجهش به صفحه لپتاپ معطوف شده است. صدای یکی از دانشآموزان از بلندگوی رایانه به گوش میرسد که در حال روخوانی است. چند ثانیه بعد نوبت دانشآموز دیگری میشود. معلم با دقت به خواندن بچهها گوش میدهد، اشتباهات را اصلاح میکند و از آنها میخواهد برخی کلمات را دوباره بخوانند. کلاس در حال برگزاری است؛ درست مانند یک روز عادی مدرسه. دانشآموزان یکی پس از دیگری درس را میخوانند، معلم از آنها سوال میپرسد و بچهها پاسخ میدهند. حتی از لحن معلم میتوان رضایت او را از روند یادگیری دانشآموزان احساس کرد. به نظر نمیرسد دانشآموزان صرفاً برای حضور در کلاس آنلاین شده باشند. هر کدام تلاش میکنند متن را به درستی بخوانند و به سوالهای معلم پاسخ دهند. اما پشت این کلاس منظم و آرام، داستان دیگری وجود دارد؛ داستان روزهایی که آموزش از کلاسهای مدرسه به صفحههای نمایش منتقل شد و معلمان، دانشآموزان و خانوادهها ناچار شدند خود را با شرایط جدید سازگار کنند. تعطیلیهای مکرر مدارس در ماههای اخیر به دلایل مختلف از جمله آلودگی هوا، سرما، مدیریت مصرف انرژی و در برخی مواقع شرایط خاص کشور، آموزش مجازی را بار دیگر به بخشی از زندگی دانشآموزان تبدیل کرده است. تجربهای که برای بسیاری یادآور روزهای کرونا بود، اما این بار نیز همان سوال قدیمی را مطرح کرد؛ آیا آموزش مجازی میتواند جایگزین آموزش حضوری شود؟
تجربه یک معلم کلاس اول؛ آموزش از پشت صفحه نمایش سعید سوری، آموزگار کلاس اول ابتدایی، در حالی که کلاس را مدیریت میکند، از تجربه آموزش مجازی میگوید. او بر این باور است که بزرگترین چالش این شیوه آموزش، زیرساختهای فنی است. اسکایروم زیرساخت مناسبی ندارد. هم ما اذیت میشویم و هم بچهها. آموزش کلاس اول به صورت غیرحضوری کار بسیار دشواری است. شما فقط یک صفحه نمایش و یک تخته در اختیار دارید و باید خواندن و نوشتن را آموزش دهید. با این حال او معتقد است تجربه سالهای گذشته، بهویژه دوران کرونا، کمک کرده است معلمان بهتر با این شرایط کنار بیایند. ما تجربه قبلی داشتیم و از همان تجربه استفاده کردیم. بخش مهمی از آموزش حروف الفبا و مهارتهای اولیه قبل از عید انجام شده بود. بچهها با خواندن و نوشتن آشنا بودند و بعد از آن بیشتر روی تثبیت آموزشها کار کردیم. سوری توضیح میدهد که برای حفظ تعامل با دانشآموزان، آنها را به صورت گروهی وارد فضای گفتگو میکرده است. بچهها را سه نفر سه نفر میآوردیم. از همه پرسش و پاسخ انجام میشد، روانخوانی داشتند و اگر مشکلی وجود داشت همانجا برطرف میشد. حتی متنهایی خارج از کتاب برایشان آماده کرده بودیم تا دایره واژگانشان بیشتر شود. او معتقد است اگر آموزشهای پایهای پیش از آغاز آموزش مجازی انجام نشده بود، مشکلات بسیار بیشتری به وجود میآمد؛ موضوعی که به گفته او در برخی مدارس مشاهده شده است. کلاس اول با پایههای دیگر تفاوت دارد. نحوه نوشتن، گرفتن مداد، شکل صحیح نوشتن حروف و بسیاری از مهارتها باید حضوری آموزش داده شود. اگر این بخشها باقی مانده باشد، آموزش مجازی کار را دشوار میکند.
روایت خانوادهها؛ وقتی مدرسه به خانه منتقل شد اما آنچه معلمان از تلاش برای ادامه آموزش روایت میکنند، تنها بخشی از ماجراست. خانوادهها نیز در این مدت تجربه متفاوتی را پشت سر گذاشتهاند. یکی از اولیای دانشآموزان کلاس اول میگوید تعطیلیهای متوالی باعث شده روند یادگیری فرزندش دچار وقفه شود. از زمانی که مدارس به خاطر سرما، آلودگی هوا و مسائل دیگر تعطیل شد، واقعاً درس بچهها آن روند طبیعی خودش را از دست داد. مخصوصاً برای کلاس اول که پایه است. بچه باید حروف را در مدرسه و کنار معلم یاد بگیرد تا در ذهنش ماندگار شود. او میگوید آثار این وقفهها را میتوان در یادگیری دانشآموزان مشاهده کرد. الان وقتی املا مینویسند، بعضی حروف را با هم اشتباه میگیرند. مثلاً چند مدل “ز” یا “س” را با هم قاطی میکنند. احساس میکنیم کیفیت یادگیری مثل قبل نیست. این ولی دانشآموز از مشکلات فنی کلاسهای آنلاین نیز گلایه دارد. انتظار داشتیم حداقل در بخش فنی شرایط بهتر باشد، اما خیلی از روزها کلاسها قطع و وصل میشد. بعضی روزها صبح اصلاً نمیشد وارد کلاس شد و ساعتها بعد ارتباط برقرار میشد. کیفیت صدا هم همیشه مناسب نبود. او معتقد است حتی در بهترین شرایط نیز آموزش مجازی نمیتواند جای کلاس حضوری را بگیرد. آن بهرهای که دانشآموز در کلاس درس میبرد، در فضای مجازی به دست نمیآید. بالاخره یکسری کمبودها ایجاد میشود که بعدها خودش را نشان میدهد.
مادرانی که همزمان نقش معلم را برعهده گرفتند برای برخی خانوادهها، چالش آموزش مجازی تنها به کیفیت آموزش محدود نمیشد. یکی دیگر از اولیا که دو فرزند دبستانی و یک نوزاد دارد، از فشار مضاعفی میگوید که در این مدت بر خانوادهها وارد شده است. وقتی دو دانشآموز دبستانی در خانه داشته باشید، عملاً مادر باید کنار هر دو باشد. مخصوصاً در مقطع ابتدایی که بچهها هنوز استقلال لازم را ندارند. او توضیح میدهد که ساعت برگزاری کلاسها نیز گاهی مشکلات خاص خود را ایجاد میکرد. کلاسها از ساعت 8 صبح شروع میشد. بیدار کردن بچهها، آماده کردن آنها برای کلاس و مدیریت همزمان چند دانشآموز کار سادهای نبود. خیلی وقتها خود ما مادرها اول وارد کلاس میشدیم تا شرایط حضور بچهها را فراهم کنیم. به گفته این مادر، پس از پایان کلاسهای آنلاین نیز مسئولیت خانواده تمام نمیشد. «صبح تا ظهر همراه کلاسها بودیم و بعدازظهر تازه باید تکالیف انجام میشد. بعد هم عکس و فایل تکالیف برای معلم ارسال میکردیم. عملاً بخش مهمی از فرآیند آموزش به خانه منتقل شده بود.» او یکی دیگر از مشکلات را محدودیت اینترنت میداند. «وقتی چند نفر همزمان میخواستند از اینترنت استفاده کنند، مشکل ایجاد میشد. بعضی وقتها اگر دو نفر در کلاس بودند، نفر سوم دیگر نمیتوانست از اینترنت استفاده کند.
چالشهایی که از نگاه معلمان پنهان نماند کیانی، آموزگار بازنشسته آموزش و پرورش با 34 سال سابقه تدریس در پایه اول، نیز تجربه مشابهی را روایت میکند. او میگوید در روزهای آموزش مجازی، بخشی از دانشآموزان به دلیل شرایط خانوادگی با دشواری بیشتری روبهرو بودند. ساعت کلاسهای ما از 8 صبح تا 12 ظهر بود. خیلی از والدین کارمند بودند و دانشآموزان در خانه تنها میماندند. برای یک دانشآموز کلاس اول، حضور مستقل در کلاس مجازی آسان نیست. او همچنین به مشکلات فنی سامانه آموزشی اشاره میکند. گاهی دانشآموز یا معلم از کلاس خارج میشد. بعضی وقتها 30 تا 40 دقیقه زمان صرف برقراری ارتباط مجدد میشد. این زمان از آموزش دانشآموزان کم میکرد. کیانی میگوید معلمان برای جبران این محدودیتها، بخشی از آموزش را به ساعات بعدازظهر منتقل کرده بودند. با بعضی دانشآموزان بعدازظهرها کار میکردیم. تکالیف را به صورت آفلاین دریافت میکردیم و برایشان بازخورد میفرستادیم تا از روند آموزش عقب نمانند. با وجود این تلاشها، او معتقد است برخی مهارتها در آموزش مجازی با محدودیت جدی روبهرو هستند. در روخوانی و برخی درسها پیشرفت خوبی داشتیم، اما در نوشتن شرایط متفاوت است. معلم باید بالای سر دانشآموز باشد و نکات را مستقیم تذکر بدهد. این موضوع در فضای مجازی سختتر میشود.
آموزش ادامه پیدا کرد، اما چالشها باقی ماند آنچه از گفتوگو با معلمان و خانوادهها به دست میآید، تصویری چندوجهی از آموزش مجازی است. از یک سو معلمان تلاش کردهاند اجازه ندهند جریان آموزش متوقف شود. کلاسها برگزار شده، ارزشیابیها ادامه پیدا کرده و دانشآموزان در فرآیند یادگیری باقی ماندهاند. از سوی دیگر، مشکلات زیرساختی، قطعی اینترنت، محدودیت سامانههای آموزشی، افزایش نقش خانوادهها در فرآیند یادگیری و دشواری آموزش مهارتهای پایه، نشان میدهد آموزش مجازی همچنان با چالشهای متعددی روبهرو است. در پایان کلاس، بار دیگر صدای یکی از دانشآموزان از بلندگوی لپتاپ شنیده میشود. معلم از او میخواهد چند خط دیگر بخواند. دانشآموز با مکث کوتاهی ادامه میدهد و معلم با رضایت سر تکان میدهد. آموزش همچنان جریان دارد؛ هرچند نه در کلاسهای پرهیاهوی مدرسه، بلکه در میان صفحههای نمایش، اینترنتهای گاه ناپایدار و تلاش مشترک معلمان و خانوادههایی که نمیخواهند چراغ یادگیری خاموش شود.